ًDie Geschichte des Regens

آسمانی را می گریاند تا گلی را بخنداند

ًDie Geschichte des Regens

آسمانی را می گریاند تا گلی را بخنداند

درس پانزدهم: حالت های فاعلی و مفعولی در زبان آلمانی

سلام دوستان عزیز و گلم! 

امیدوارم که همیشه سرحال و سرزنده باشید. 

و همواره شادی های شما برقرار باشه. 

امروز می خوام شما رو با حالت های مختلف یک جمله در زبان آلمانی آشنا کنم. 

اولین حالت Nominativ  یعنی subject و در زبان فارسی نهاد. نهاد یعنی پاسخ به پرسشی درباره چه کسی و یا چه چیزی آن کار را انجام داده است و یا می دهد؟ 

مانند 

آموزگار درس می دهد؟ 

چه کسی درس می دهد؟ 

آموزگار درس می دهد. 

پس آموزگار در اینجا نهاد( فاعل) است. چنین حالتی هم در زبان آلمانی وجود دارد. 

 .Der Student lernt Deutsch 

 

جمله بالا یعنی: 

دانشجو  آلمانی می آموزد. 

اگر بپرسیم، چه کسی آلمانی می آموزد؟ 

پاسخ به این پرسش Der Student یعنی دانشجو خواهد بود. پس در اینجا  

 Der Student نهاد و معادل آلمانی آن Nominativ است.

 

جمله 

این یک میز است. 

 در زبان فارسی یک جمله ربطی به شمار می آید چراکه فعل آن از خانواده هستن می باشد.  

واژه این نهاد و یا مسندالیه جمله است. 

یک میز  مسند جمله می باشد. 

فعل است هم فعل ربطی به شمار می رود. 

چنین جمله ای در زبان آلمانی می شود. 

.Das ist ein Tisch 

در این جمله 

Das  معادل نهاد و یا مسندالیه فارسی است.  و همان Nominativ آلمانی 

ist هم فعل ربطی است. 

ein Tisch هم همان مسند فارسی است و در آلمانی باز هم Nominativ نام دارد. 

پس دوستان خوبم!  

معادل مسندالیه و مسند زبان فارسی در زبان آلمانی با توجه به مثالی که زده شد، یکی است و آن هم Nominativ نامیده می شود.  

 حروف تعریفی را که در گذشته آموختید همگی وابسته به همین حالتی است که در اینجا به آن پرداخته شد.  Nominativ

حروف تعریف اعم از شناخته شده و ناشناخته شده که در درس دوم توضیح داده شد، همگی مربوط به حالت Nominativ هستند.  

و در این درس می خوام به شما عزیزان حالت دیگه ای رو یاد بدم که حروف تعریف کمی تغییر می کنند البته فقط در مورد مذکرمفرد 

Akkusativ  یعنی مفعول بی واسطه ای( مستقیم) . این نوع مفعول یعنی پرسیدن تحت عنوان چه کسی را و یا چه چیزی را

مثلا در فارسی می گوییم: 

او یک دوست (مذکر) دارد. 

در اینجا اگر پرسیده شود، 

او چه چیزی(را) دارد؟ 

پاسخ می دهیم: 

یک دوست 

پس یک دوست مفعول بی واسطه( مستقیم) در این جمله می باشد. 

در اما معادل همان جمله در زبان آلمانی 

.Er hat einen Freund 

در اینجا einen Freund مفعول بی واسطه( مستقیم) و همان Akkusativ است.  

دوستان من!  

چرا حرف تعریف ein در جمله بالا به einen تبدیل شده است؟ 

هدف این درس بررسی همین تغییر و تحول در حروف تعریف است. 

حروف تعریف در زبان آلمانی که پیش از مفعول بی واسطه ( مستقیم) می آیند. چنانچه مفعول مذکرمفرد باشد ، به حالت دیگر که نشان از Akkusative بودن است، تغییر می یابد. 

یعنی حرف تعریف شناخته شده( معین) der  که مذکر است، به den تبدیل می شود و حرف تعریف نا شناخته شده ( نامعین) ein  نیز مذکر است به einen تبدیل می شود. 

مثل مثال های زیر 

.Ich sehe den Lehrer 

من (آن) معلم را می بینم.  

و یا  

?Hast du einen Wagen 

یعنی 

 

تو یک ماشین داری؟ 

 

دوستان واژه های که با رنگ آبی مشخص شده است،  

مفعول بی واسطه( مستقیم) هستند یعنی همان Akkusativ  و چون مذکر و مفرد هستند بنابراین حروف تعریفی جدید دارند . 

و نیز واژه های که با رنگ سبز نشان داده شده است، نهاد( فاعل) و در زبان آلمانی Nominativ می باشند.  

و البته معادل مسند زبان فارسی نیز شامل گروه سبز  هست. 

و اما چنانچه این حروف تعریف خنثی، مونث و جمع باشند، هیچ گونه تغییری نمی کنند. 

به مثال هایی زیر توجه بفرمایید! 

.Ich sehe die freunde 

.IchIch habe eine lehrerin 

.Ich lese das Buch 

حروف تعریف در جملات بالا قبل از مفعول بی واسطه( مستقیم) هیچ گونه تغییری نکرده اند چونکه هیچ یک از مفعول های ذکر شده مفردمذکر نیستند. 

و اما معنی جملات بالا به تر تیب 

 

من ( آن) دوستان را می بینم. 

من یک خانم معلم دارم. 

من آن کتاب را می خوانم. 

راستی دوستان گلم  

اگه مفعول مستقیم در جمله ای مفرد مذکر بود ، چطوری آن جمله را منفی کنیم؟ کاری نداره. 

.Ich habe einen Freund 

یعنی  

من یک دوست( مذکر) دارم. 

خوب حالا اگه این جمله را بخواهیم منفی کنیم، پیش از حرف تعریف ناشناخته شده einen حرف k را اضافه می کنیم بنابرین می شود keinen 

Ich habe keinen Freund  

دوستان عزیزم 

امروز شما دو حالت یعنی Nominatv و Akkusativ را از حالت های چهارگانه زبان آلمانی آموختید. به یاری خداوند در آینده با دو حالت دیگر Dativ و Genetiv یعنی حالت های متممی و ملکی آشنا خواهید شد.

خوب دوستان عزیزم 

امیدوارم که از این درس هم لذت برده باشید 

مواظب خودتون باشید و همگی شما رو به خدا جون می سپارم 

خدانگهدار

درس چهاردهم: قید حالت و صفت در زبان آلمانی

سلام دو ستان عزیز 

حال تون چطوره؟ 

امیدوارم که همیشه شاداب و سرزنده باشید و در هر قدم که بر می دارید، موفقیت و خوشبختی تون بیشتر نمایان بشه. 

خوب دوستان گلم! درس دیروز یه کمی سخت بود، ولی با این وجود نخبگانی چون شماها از پس اون بخوبی براومدید. 

ولی نسبت به زبان انگلیسی افعال کمکی راحت تر بودند. آخه تعدادشون خیلی زیاد نبود و از افعال کمکی در انگلیسی کمتر بودند. 

پویندگان علم و دانش! 

درس امروز که دیگه خیلی راحته. امیدوارم که خوشتون بیاد! 

 

درس امروز راجع به ساختار قید حالت و صفت در یک جمله آلمانیه. 

دوستان در زبان انگلیسی بسیار تا حالا شنیدید 

.He is carefull 

.He drives carefully 

در جمله نخست  واژه ای که با رنگ قرمز مشخص شده صفت است. و همین واژه در جمله دوم با رنگ آبی   با کمی تغییر در نقش قید حالت ظاهر شده است.  

او محطاط است. 

او محطاطانه رارنندگی می کند. 

 

و اما صفت و قید حالت در زبان آلمانی به مراتب از زبان های فارسی و انگلیسی آسان تر است. بخاطر اینکه صفت و قید حالت در زبان آلمانی ساختاری یکسان دارند. 

به مثال های زیر توجه بفرمایید!  

.Er ist fleißig 

.Er lernt fleißig 

یعنی  

او ( مذکر) زرنگ ( فعال) است. 

او فعالانه یاد می گیرد. 

 

.Du bist schnell 

.Du läufst schnel

 یعنی  

تو تند ( چابک) هستی. 

تو  بتندی می دوی. 

 

 

 .Sie ist schön 

.Sie spielt schön 

 

یعنی  

او ( مونث) زیباست. 

او بزیبای می نوازد. 

 

دوستان مهربونم! 

مواظب خودتون باشید 

و 

خدانگهدار

درس سیزدهم: افعال کمکی در زبان آلمانی

سلام دوستان گلم 

امیدوارم که همیشه تندرست و شاداب باشید و از زندگی نهایت استفاده رو ببرید.  و امیدوارم که به تمام خواسته ها تون برسید و در رابطه با زبان آلمانی با میل و رغبت فراوان تلاش کنید. 

و البته شما  دوستان عزیز  استعداد رسیدن به بالاترین مدارج علمی رو دارید و این خود از پیام های شما روشن است. انگیزه های عالی که من در وجود شما عزیزان می بینم به من این امکان رو میده که به عنوان یه دوست که آشناست راه و مسیر کوه یاگیری زبان آلمانی رو بهتر به شما بشناسونم تا همگی با خاطره خوش این کوه مرتفع رو فتح کنیم. 

 

خوب عزیزان در این درس در مورد افعال کمکی  ویا Modal Verben بحث می کنیم. 

افعال کمکی در هر زبانی فعل های هستند که به تنهایی به کار برده نمی شوند و همیشه احتیاج به فعلی دیگر که اصلی هست، نیازمندند. مثلا در این جمله "   من می خواهم آلمانی صحبت کنم.

  می خواهم فعل کمکی است. 

افعال کمکی در زبانهای شناخته شده به صورتهای گوناگونی به کار می روند. اما کاربرد فعل کمکی در زبان فارسی و آلمانی تا حدی یکسان است. 

1- همانطور که در زبان فارسی فعل کمکی صرف می شود، در زبان آلمانی هم صرف می شود. 

2- در زبان فارسی در جمله ای که در آن فعل کمکی به کاربرده شده است، فعل اصلی آن جمله به پایان جمله منتقل می شود. مثل فعل صحبت کنم در جمله من می خواهم آلمانی صحبت کنم. 

در زبان آلمانی نیز فعل کمکی به پایان جمله منتقل می شود. با یک تفاوت که فعل اصلی در آلمانی به صورت مصدر است ولی در فارسی شکل صرف شده فعل است. 

3-  در زبان فارسی فعل کمکی بعد از فاعل آورده می شود. اما گاهی برای تاکید ساختار جمله ای را به هم می ریزم و دیگر اجزای جمله مثل قید مکان، قید زمان، مفعول و سایر اجزای دیگر را نسبت به فاعل مقدم تر می دانیم. مانند جمله " خیلی خوب تو آلمانی می تونی صحبت بکنی. 

در زبان آلمانی هم همینطور است. و در این درس خواهید دید. 

در اینجا افعال کمکی در زبان آلمانی با ذکر مثال برای تمامی صیغه ها آورده شده است. لطفا توجه بفرمایید! 

können - به معنای توانستن 

مثل جمله 

.Sie kann Klavier spielen 

یعنی ، او (مونث) می تونه پیانو خوب بزنه. 

kann فعل کمکی است و spielen فعل اصلی است که به صورت مصدر به پایان جمله منتقل شده است.  

راستی اگر بخواهیم چنین جمله ای را منفی کنیم، باید واژه منفی ساز nicht را بعد از فعل کمکی که در اینجا kann است، بیاوریم. 

.Sie kann nicht Klavier spielen 

و برای پرسشی کردن این جمله باید جای فعل کمکی و فاعل را با همدیگر عوض کنیم  

?Kann sie Klavier spielen 

 حالا به صرف فعل کمکی können توجه کنید!   

 

Ich kann   

Du kannst    

Er/ Es/ Sie kann    

Ihr kannt    

Wir können  

Sie können  

Sie können   

دو ستان گلم !  

راستی فعل کمکی در صیغه اول شخص مفرد یعنی ضمیر ich  با سوم شخص های مفرد یعنی Er/ Es/ Sie یکی است و این امر در بقیه افعال کمکی دیگر صادق است. 

 

müssen - ه معنای بایستن 

و این گونه صرف می شود  

 

Ich muß 

 Du mußt    

      Er/ Es/ Sie muß

Ihr müsst

Wir müssen  

Sie müssen  

Sie müssen 

 

مثال 

.Wir müssen immer unsere Eltern eheren 

یعنی 

ما باید همیشه به والدین مان احترام بگذاریم.  

 

wollen - به معنای خواستن 

به صرف این فعل کمکی هم توجه بفرمایید!  

 

 

Ich will

 Du willst

     

Er/ Es/ Sie will 

Ihr wollt

Wir wollen  

Sie wollen 

Sie wollen  

 

.Mein Freund will nach Hause gehen 

یعنی دوست من می خواد به خونه بره.  

و جا داره اینجا یه ضرب المثلی که شما همه با آن آشنا هستید، به زبان آلمانی بنویسم. 

.Wollen ist können 

یعنی 

خواستن توانستن است.  

sollen-  به معنای باید و شدت اجبارش از müssen بیشتر است. و بیشتر نمایانگر وظیفه نیز می باشد. 

این فعل کمکی نیز این گونه صرف می شود. 

   

       Ich soll

 Du sollst

     

Er/ Es/ Sie soll

Ihr sollt

Wir sollen  

Sie sollen 

Sie sollen 

 

مثال 

.Du sollst nicht Zigarrette rauchen 

.Zigarrette schadet deine Gesundheit 

 یعنی تو نباید سیگار بکشی  ، سیگار به سلامتیت آسیب می رسونه.  

 

Dürfen- به معنای اجازه داشتن 

و صرف این فعل را هم مشاهده بفرمایید!  

 

 Ich darf

 Du darfst

     

Er/ Es/ Sie darf

Ihr dürft

Wir dürfen

Sie dürfen 

  Sie dürfen

 مثال 

?Darf  ich hier parken

یعنی میتونم اینجا پارک کنم؟   

 

و اما آخرین فعل کمکی که می آموزید 

 

 Möchten  این فعل کمکی در زبان محاوره بسیار استفاده می شود و به معنای میل داشتن و خواستن است.  

عزیزان به چگونگی صرف این فعل هم دقت بفرمایید!  

 

Ich möchte

 Du möchtest

     

Er/ Es/ Sie möchte

Ihr möchtet

Wir möchten

Sie möchten 

  Sie möchten  

مثال 

  .Ich möchte jetzt Tee trinken.

 یعنی 

من الان میخوام چای بخورم( البته بنوشم). 

دوستان گلم و همراهان همیشگی! 

حالا که داره درس این جلسه هم تموم میشه، بد نیست که یه جمله به زبان آلمانی بنویسیم و اونو با معادل فارسیش مقایسه کنیم و بهتون بگم که همینطور که در ساختار یه جمله فارسی تا حد بسیار زیادی آزادیم که فعل رو کجا بیاریم و یا فاعل و ... در آلمانی ام این آزادی رو داریم. 

مثلا جمله: 

من امروز با دوستم می خوام به باغ برم.  

رو در نظر بگیرید!  

در زبان فارسی برای تاکید کردن، هر کدام از واژگان را می توانیم در آغاز جمله بیاوریم. 

مثال 

امروز با دوستم به باغ می خوام برم. 

با دوستم امروز... 

به باغ میرم امروز ... 

و شکل های دیگه ای 

و همین جمله در آلمانی 

ابتدا شکل اصلی جمله رو واستون می نویسم. 

 .Ich möchte heute mit meinem Freund zum Garten gehen

و حالا شکل های دیگر برای این جمله 

.Heute möchte  ich mit meinem Freund zum Garten gehen 

.Mit meinem Freund möchte ich heute zum Garten gehen 

.Zum Garten möchte ich mit meinem Freund gehen  

 هر سه جمله به یک معناست ولی در هر بار تاکید بر روی واژه ای بود که در آغاز جمله قرار گرفته بود. ولی این سه جمله در یک ویژگی یکسان عمل کردند، و فعل کمکی در هر سه مورد دومین جایگاه را دارد. 

در زبان آلمانی جمله هر طور که نوشته شود فعل کمکی در یک جمله خبری جایگاه دوم را دارد و اگر جمله ای فاقد فعل کمکی باشد، فعل اصلی باید در جایگاه دوم باشد. 

مثال دیگر جمله ای که فعل کمکی ندارد 

.Sie fährt heute nach Maschhad 

یعنی 

او( مونث) امروز به مشهد می رود 

در این جمله همانطور که می بینیم، فعل در جایگاه دوم است و ما اگر بخواهیم به نشانه تاکید بر روی هر قسمتی از جمله واژه های دیگر را به جای فاعل به اول جمله منتقل کنیم، با این وجود فعل باید در قسمت دوم باشد 

به همان جمله اما به شکل های دیگر توجه بفرمایید!  

 Heute fährt sie nach Maschhad 

Nach Maschhad fährt sie heute 

 Sie fährt heute nach Maschhad 

سه جمله بالا به یک معناست یعنی  

او(مونث) امروز به مشهد می رود. 

ولی در هر جمله تاکید و تکیه بر قسمتی بوده که اول آمده است. با این وجود فعل در هر سه مورد در جایگاه دوم آمده است. 

چهار قسمت این جمله اینها هستند 

sie  

fährt 

heute 

nach Maschad 

دوستان عزیزم 

خسته نباشید 

امیدوارم که خوب یاد گرفته باشید 

تا وقتی دیگر 

خدا نگهدار