سلام دوستان عزیز. در درس گذشته روش تولید نقل قول در زمان حال و آینده را آموختید. در این درس نیز روش تولید نقل قول را در زمان گذشته میآموزید در درس گذشته یاد گرفتیم که فعلی که در جملههای نقل قول در هر زمان که به کار میرود، فعل وجه التزامی Kunjunktiv 1 است.
در واقع در این درس میخواهیم یاد بگیریم که چگونه یک گوینده جملهای را به نقل از دیگران، رسانه و غیره در زمان گذشته گزارش دادهاست.
مانند جملههای زیر:
In der Zeitung habe ich gelesen, daß viele Iraner nach Deutschland gereisst seien.
Auf der Radio habe ich gehört, daß viele Leute früher keines zu essen
haben und sie seien auch krank gewesen.
Er hat gesagt, daß er früher eine gute Stelle in diesem Büro gehabt habe.
Die Sekräterin sagte, Peter habe gestern bis Mitternacht im Büro arbeiten müsse.
Ich habe von jemandem gehört, daß er könne nicht gut Englisch sprechen, denn werde er nich erfolg bei der Tafel Prüfung .
معنی جملههای بالا:
در روزنامه خواندهام که بسیاری از ایرانیان به آلمان مهاجرت کردهاند.
از رادیو شنیدهام که خیلی از مردم در گذشته چیزی برای خوردن نداشتهاند و بیمار میشدهاند.
او گفت که پیشترها یک جایگاه خوب در این اداره داشتهاست.
از کسی شنیدهام که او انگلیسی نمیتواند صحبت کند، بنابراین در امتحات تافل موفق نخواهد شد.
نکته (1) نقل قول فعلهای که زمان آنها گذشته است باید به صورت Perfekt ماضی نقلی بیان شوند و افزون بر این haben وsein نیز به ترتیب به haben و sein تبدیل میشوند. (در درس گذشته با Konjunktiv 1این دو آشنا شدیم).
نکته (2) Konjunktiv 1 فعلهای کمکی مربوط به زمان گذشته، افزون بر Konjunktiv 1فعلهای کمکی، به Konjunktiv 1 فعل haben نیز نیازمندند. مانند:
Die Sekräterin sagte, Peter habe gestern bis Mitternacht im Büro arbeiten müsse.
نکته (3) Konjunktiv 1 در فعل weden به معنای «شدن» بر اساس جدول زیر است، لطفاً توجه بفرمایید.
werde | ich |
werdest | du |
werde | er/es/sie |
werden | wir |
werdet | Ihr |
werden | Sie/ sie |
نکته (4) هنگامی که شکل Konjunktiv1 برخی از فعلها با شکل زمان حال آنها یکی میشود، در این صورت برای ادای جمله نقل قول از شکل Konjunktiv1 استفاده نمیکنیم بلکه از شکل شکل Konjunktiv1 آن استفاده میکنیم. (فعلهایی از این دسته در جدول دادهشده سبزرنگ میباشند.)
مانند:
Sie hat gesagt, die Briefe würden gestern geschrieben.
او (زن) گفت که دیروز نامهها نوشته شدهاند.
دوستان گلم، تا درسی دیگر
خدانگهدار
سلام دوستان عزیز. در این درس به شما علاقمندان همیشگی زبان آلمانی روش تولید نقل قول در زمان حال و آینده را آموزش میدهم. نخست باید بدانیم که فعلی که در جملههای نقل قول در هر زمان باید فعل وجه التزامی باشد، اما این فعل التزامی با فعل التزامی که در دو درس گذشته آموختیم، متفاوت است. به این گونه از فعل در زبان آلمانی Konjunktiv 1 میگویند، در حالیکه فعلهای التزامی ویژه دو درس گذشته Konjunktiv 11 بودند.
در واقع در این درس میخواهیم یاد بگیریم که چگونه یک گوینده جملهای را به نقل از دیگران، رسانه و غیره گزارش میکند.
مانند جملههای زیر:
Man sagt, das Haus sei sehr teuer.
Die Leute sagen, es gebe viele Starke Männer auf dieser Stadt.
Ich habe gehört, Monika arbeite in diesem Büro.
Er sagt, Peter könne gut Deutsch sprechen.
Sie erzählte immer mir, ihre Mann wolle weiter heiraten.
معنی جملههای بالا:
میگویند (که) آن خانه بسیار گران است.
مردم میگویند (که) در این شهر مردان نیرومندی میباشد.
من شنیدهام (که) مونیکا در این اداره کار میکند.
او (مرد) میگوید (که) پتر آلمانی خوب صحبت میکند.
او همیشه برایم توضیح میدهد (که) شوهرش میخواهد دوباره ازدواج کند.
نکته (1): میتوانیم جملههای نقل قول دادهشده را با حرف ربط daß نیز به کار ببریم که در این صورت یک جمله فرعی Neben Satz میسازیم. مانند:
Man sagt daß das Haus sehr teuer sei.
Ich habe gehört daß Monika in diesem Büro arbeite.
نکته (2) آنگونه که Konjunktiv11 را از ریشه فعل زمان گذشته میساختیم، Konjunktiv 1 را اما از ریشه فعل زمان حال میسازیم. برای نمونه به چگونگی صرف دو فعل arbeiten (کار کردن) و nehmen (گرفتن) که در جدول زیر آورده شدهاست، توجه بفرمایید.
arbeit | nehm | |
arbeite | nehme | ich |
arbeitest | nehmest | du |
arbeite | nehme | er/es/sie |
arbeiten | nehmen | wir |
arbeitet | nehmet | Ihr |
arbeiten | nehmen | Sie/ sie |
نکته (3) هنگامی که شکل Konjunktiv1 برخی از فعلها با شکل زمان حال آنها یکی میشود، در این صورت برای ادای جمله نقل قول از شکل Konjunktiv1 استفاده نمیکنیم بلکه از شکل شکل Konjunktiv11 آن استفاده میکنیم. (فعلهایی از این دسته در جدول دادهشده سبزرنگ میباشند.)
مانند:
Alle sagen, sie nähmen....
Sie erklärt mir daß ihre Kinder sehr arbeiten würden.
نکته (4) به صرف دو فعل Konjunktiv1 پرکاربرد sein و haben در جدول زیر نیز توجه بفرمایید.
haben | sein | |
habe | sei | ich |
habest | seist | du |
habe | sei | er/es/sie |
haben | seien | wir |
habet | seiet | ihr |
haben | seien | Sie/sie |
توجه: خانههای سبز جدول حاکی از یکسانی میان فعل Konjunktiv1و شکل زمان حال ساده فعلهای فوق است، که در موردش توضیح دادهشد.
نکته (5) اکنون در جدول زیر توجه شما عزیزان را به صرف فعل Konjunktiv1 فعلهای کمکی جلب مینمایم.
dürfen | sollen | wollen | müssen | Können | |
dürfe | solle | wolle | müsse | Könne | ich |
dürfest | sollest | wollest | müssest | Könnest | du |
dürfe | solle | wolle | müsse | Könne | er/es/sie |
dürfen | sollen | wollen | müssen | Können | wir |
dürfet | sollet | wollet | müsset | Könnet | Ihr |
dürfen | sollen | wollen | müssen | Können | Sie/sie |
توجه: در اینجا نیز چون دیگر موارد، خانههای سبز بیانگر این است که شکل Konjunktiv1 این دسته از فعلهای کمکی با شکل زمان حال آنها یکسان است که در این موقعیت به منظور صورت نپذیرفتن هیچگونه تداخلی بجای شکل Konjunktiv1 آنها از شکل Konjunktiv11 استفاده میشود. مانند:
Peter sagt daß ihre Kinder sehe gut Deutsch sprechen könnten.
دوستان گلم، تا درسی دیگر
خدانگهدار
سلام دوستان نازنینم.
امیدوارم که هر لحظه شادمان و شاداب باشید و انگیزههای یادگیری زبان آلمانی در شما به اوج برسد.
در درس گذشته جملههای آرزویی را آموختید، و همچنین دانستید که برای ساختن چنین جملههایی، نخست باید فعل التزامیKonjunktiv 11 را بشناسیم و با روش بکارگرفتن آنان در اینگونه جملهها آشنا گردیم. در این درس میخواهیم دیگر کاربردهای فعل التزامیKonjunktiv 11 را بیاموزیم. لطفاً خوب توجه بفرمایید.
1-در گذشته کاری انجام شده که برخلاف تصور و اندیشه ما بوده است. مانند جملههای زیر
Du kommst aus Iran. Ich habe gedacht, du käme aus Deutschland.
Sie ist wirklich herztlich. Ich habe gedacht, er wäre sehr böse.
Sie har gestern keinen grünen Mantel angezogen. Ich habe gedacht, sie hätte einen grünen Mantel eingezogen.
Du kannst nich schwimmen. Ich habe gedacht, du könntest schwimmen.
راستی دوستان، در تکتک جملههای دادهشده میتوانیم حرف ربط daß به معنای «که» را نیز به کار ببریم. در این صورت یک جمله فرعی Neben Satz نیز ساختهایم. مانند:
Sie har gestern keinen grünen Mantel angezogen. Ich habe gedacht, daß sie einen grünen Mantel eingezogen hätte.
معنی جملههای بالا
تو اهل ایرانی. من فکر میکردم (که) تو اهل آلمانی..
او (زن) واقعاً مهربان است. من فکر میکردم او بداخلاق است.
او (زن) دیروز هیچ مانتوی سبزی نپوشیده بود . من فکر میکردم او یک مانتوی سبزی پوشیدهاست.
تو نمیتوانی شنا کنی و من فکر میکردم تو میتوانی شنا کنی.
2-جمله شرطی که در زمان گذشته رخ دادهباشد.
Wenn ich Geld hätte, könnte ich das Buch kaufen.
Wenn sie gestern gekommen wäre, könnten wir zusammen sprechen.
اگر من پول داشتم، آن کتاب را میخریدم.
اگر او (زن) دیروز میآمد، ما با هم میتوانستیم گفتگو کنیم.
نکته (1): جمله شرطی که در زمان حال و آینده رخ بدهد، به فعل التزامی Konjunktiv 11 نیاز ندارد. مانند:
Wenn sie heute kommt, konnen wir zusammen sprechen.
اگر او امروز بیاید، میتوانیم با هم گفتگو کنیم.
نکته (2): ما میتوانیم در جملههای شرطی، دو جمله را با یکدیگر جابجا کنیم مانند:
Wir konnen zusammen sprechen, Wenn sie heute kommt.
نکته (3): ما همانگونه که در جملههای آرزویی wenn را حذف میکردیم، در اینجا نیز wenn را میتوانیم حذف کنیم. بدین گونه:
Hätte ich Geld, könnte ich das Buch kaufen.
3- هنگامیکه alsob به معنای «طوری که» در زمان گذشته استفاده میشود.
Er behaupted, alsob er ein recher Mann wäre.
او طوری وانمود میکرد که انگار یک مرد ثروتمند بود.
4-در گذشته کاری میتوانست، میبایست و یا مجاز بود که صورت پذیرد اما صورت نپذیرفت. مانند جملههای زیر
Sie müssten gestern im Büro bleiben aber sie sind nach Hause gegangen.
Du könntest gestern mit deiner Lehrerin sprechen aber du hast mit ihr nicht gesprochen.
Du hast auf dem fahrenden Zug gesprungen. Eigentlich dürftest du nicht auf dem fahrened Zug springen.
شما میبایستی دیروز در اداره میماندید، اما شما به خانه رفتید.
تو میتوانستی دیروز با خانم معلمت گفتگو کنی، اما تو با او گفتگو نکردی.
تو بر روی قطار در حال حرکت پریدی. درحقیقت تو اجازه نداشتی بر روی قطار در حال حرکت بپری.
نکته (4): وجه التزامی Konjunktiv 11 فعلهای باقاعده، همچنین با würden ساخته میشود. چنین رخدادی بیشتر در زبان گفتاری آلمانی به وقوع میپیوندد. مانند:
Ich habe gedacht daß du immer die Wahrheit sagen würdest.
من فکر میکردم که تو همیشه حقیقت را میگویی.
بد نیست که در پایان این درس würden را صرف کنیم.
würde | ich |
würdest | du |
würde | er/es/sie |
würden | wir |
würdet | ihr |
würden | Sie/ sie |
دوستان خوبم.
از شما بسیار سپاسگزارم
و تا درسی دیگر
خدانگهدار