X
تبلیغات
رایتل
درس شصت و دوم: دیگر کاربردهای Konjunktiv 11  چاپ
تاریخ : سه‌شنبه 22 تیر‌ماه سال 1389

سلام دوستان نازنینم.

امیدوارم که هر لحظه شادمان و شاداب باشید و انگیزه­های یادگیری زبان آلمانی در شما به اوج برسد.

در درس گذشته جمله­های آرزویی را آموختید، و همچنین دانستید که برای ساختن چنین جمله­هایی، نخست باید فعل التزامیKonjunktiv 11  را بشناسیم و با روش بکارگرفتن آنان در این­گونه جمله­ها آشنا گردیم. در این درس می­خواهیم دیگر کاربردهای فعل التزامیKonjunktiv 11  را بیاموزیم. لطفاً خوب توجه بفرمایید. 

1-در گذشته کاری انجام شده که برخلاف تصور و اندیشه ما بوده است. مانند جمله­های زیر  

 

Du kommst aus Iran. Ich habe gedacht, du käme aus Deutschland.

 

 

Sie ist wirklich herztlich. Ich habe gedacht, er wäre sehr böse.

 

Sie har gestern keinen grünen Mantel angezogen. Ich habe gedacht, sie hätte einen grünen Mantel eingezogen. 

 

Du kannst nich schwimmen. Ich habe gedacht, du könntest schwimmen.

 

راستی دوستان، در تک­تک جمله­های داده­شده می­توانیم حرف ربط daß به معنای «که» را نیز به کار ببریم. در این صورت یک جمله فرعی Neben Satz نیز ساخته­ایم. مانند:   

Sie har gestern keinen grünen Mantel angezogen. Ich habe gedacht,  daß sie einen grünen Mantel eingezogen hätte.

 

معنی جمله­های بالا 

 

تو اهل ایرانی. من فکر می­کردم (که) تو اهل آلمانی..

 

او (زن) واقعاً مهربان است. من فکر می­کردم او بداخلاق است.

 

او (زن) دیروز هیچ مانتوی سبزی نپوشیده بود . من فکر می­کردم او یک مانتوی سبزی پوشیده­است.

 

تو نمی­توانی شنا کنی و من فکر می­کردم تو می­توانی شنا کنی. 

 

2-جمله شرطی که در زمان گذشته رخ داده­باشد.   

 

Wenn ich Geld hätte, könnte ich das Buch kaufen.

 

 

Wenn sie gestern gekommen wäre, könnten wir zusammen sprechen.

 

اگر من پول داشتم، آن کتاب را می­خریدم. 

 

اگر او (زن) دیروز می­آمد، ما با هم می­توانستیم گفتگو کنیم.  

نکته (1):  جمله شرطی که در زمان حال و آینده رخ بدهد، به فعل التزامی Konjunktiv 11 نیاز ندارد. مانند:   

Wenn sie heute  kommt, konnen wir zusammen sprechen.

 

اگر او امروز بیاید، می­توانیم با هم گفتگو کنیم. 

 

نکته (2): ما می­توانیم در جمله­های شرطی، دو جمله را با یکدیگر جابجا کنیم مانند: 

Wir konnen zusammen sprechen, Wenn sie heute  kommt.

 

نکته (3): ما همان­گونه که در جمله­های آرزویی wenn  را حذف می­کردیم، در اینجا نیز wenn را می­توانیم حذف کنیم. بدین گونه: 

 

 

 

Hätte ich Geld, könnte ich das Buch kaufen.

3- هنگامی­که alsob به معنای «طوری که» در زمان گذشته استفاده می­شود. 

  

Er behaupted, alsob er ein recher Mann wäre.

 

او طوری وانمود می­کرد که انگار یک مرد ثروتمند بود. 

 

4-در گذشته کاری می­توانست، می­بایست و یا مجاز بود که صورت پذیرد اما صورت نپذیرفت. مانند جمله­های زیر  

 

Sie müssten gestern im Büro bleiben aber sie sind nach Hause gegangen.

 

Du könntest gestern mit deiner Lehrerin sprechen aber du hast mit ihr nicht gesprochen.

 

Du hast auf dem fahrenden Zug gesprungen. Eigentlich dürftest du nicht auf dem fahrened Zug springen.

 

شما می­بایستی دیروز در اداره می­ماندید، اما شما به خانه رفتید. 

تو می­توانستی دیروز با خانم معلمت گفتگو کنی، اما تو با او گفتگو نکردی. 

تو بر روی قطار در حال حرکت پریدی. درحقیقت تو اجازه نداشتی بر روی قطار در حال حرکت بپری. 

نکته (4): وجه التزامی Konjunktiv 11 فعلهای باقاعده، همچنین با würden ساخته می­شود. چنین رخدادی بیشتر در زبان گفتاری آلمانی به وقوع می­پیوندد. مانند:

Ich habe gedacht daß du immer die Wahrheit sagen würdest. 

 

من فکر می­کردم که تو همیشه حقیقت را می­گویی.  

بد نیست که در پایان این درس würden را صرف کنیم.  

 

würde

ich

würdest

du

würde

er/es/sie

würden

wir

würdet

ihr

würden

Sie/ sie

 

دوستان خوبم.

از شما بسیار سپاسگزارم

و تا درسی دیگر

خدانگهدار